می گویند کم حرف شده ام
کم طاقت
کم پیدا
من حرف هایم همه در گلویم دق کرد
تاب و توانی دیگر نماند
کمرم زیر بار دلتنگی و تقدیر شکست
من گم شده ی کوچه پس کوچه ی رویای خود ام
روز و شب در گذر خاطره ها
من به دنبال کسی میگردم
که تمام دلخوشی هایم را برد.
آری کم حرف شدم
حرف اگر من بزنم
حرف ِمرا می فهمید؟
به خدا بین من و دنیای شما فاصله هاست
کم حرف شدن عادت کم حوصله هاست
من اگر ساکت و دور و گم و گورم
دلم اما پره بغض و گله هاست
گله از زندگی غم بارم
گله از یارم
گله از تقدیر ِ دل آزار م هست
من همان کم حرف بمانم خوب است ......
برچسب:
نویسنده: پویان اسماعیلی
تاريخ: چهارشنبه
15 آذر
1396 ساعت: 0:37